شمال 10-13 اردیبهشت 93
صبح روز 10ام چهارشنبه ساعت 7:30 اینها راهی شمال شدیم ،با دایی اینا و بابایی شون
اینم چندتا عکس تو محوطه جایی که بودیم:





همش میگفتی تاب تاب ،یعنی منو ببرین سوار تاب بشم


قربون ژست گرفتنهات بشمممممممممممم

عصر همون روز که رسیدیم لب ساحل رفتیم و چایی خوردیم:

اینم مال روز بعد است که رفتیم تله کابین رامسر:


اینجا هم محوطه بالای تله کابینه:


عزیزکم اینجا گذاشتیمت بایستی تا ازت عکس بگیریم ،نمیدونم تو آب جوب کوچیک کنارت چی دیدی ،اومدی بریسمتش که یک هو افتادی خدا رحم کرد با سر افتادی تو جوی آب




اینم بعد از اون اتفاقه ،یه کوچولو پای چشمت کبود شد جیگرم:

اینجا کناار دریا سمت تلکابین رامسره رفته بودیم تا نهار بخوریم و دوباره بریم سوار تله کابین بشیم،زده بودی زیر آوازززززززززز جیغغغغغ،برات عینکم روزدم ساکت شدی



اینم شهر بازی رامسره که کلی توش بدو بدو کردی و حال میکردی،برا اولین بار سوار یه وسیله شدی:
کلی ذوق کردی نمیخواستی پیاده شی


اینم مال روز بعده که رفته بودیم نمک آبرود:




نمک آبرود سمت دریا:


مشغول ماسه بازی شدیییی
،اینجاهم باد میامد و آخرش یخ کرده بودی و جیغ جیغ میکردی



اینم تو راه برگشت که یه فر فره هم انتخاب کردی و برات خریدی:


اینم بستنی خورون بقیه مهمون دایی حسن:




شمال 10-13 اردیبهشت 93
